چهار سال و يك سال و نيم حبس

اینها ديگه شورش را در آوردند...اون از دو سال حکم زندان آزاده و حالا حکم های زندان برای ساير فعالين جنبش زنان.
بنازم به این عدالت جناب آقای دادستان و فرمايشات گهر بار اژه ای که نتايج اش همين يک سال زندان ها و چهار سال زندان هاست که می بينيد.
این سياست مردم را به زور به تبعيد فرستادن را این فلان فلان شده ها از کجا ياد گرفته اند!!!! حکم فريبا داوودی مهاجر را طوری تنظيم کرده اند که ديگر جرأت نکند به ایران برگردد. تبعيد که شاخ و دم ندارد...
آسیه همه ماجرا را نوشته است و من عيناً کپی می کنم:

چهار سال و يك سال و نيم زندان! بابت چه؟ كدام "اقدام عليه امنيت؟" اين امنيت ملي چيست كه دائم به خاطرش امنيت ما شهروندان ايراني در خطر مي افتد؟

اقدام عليه امنيت ملي به خاطر تجمع غير قانوني؟

تجمعي كه اعلام شده مسالمت آميز ، غير مسلحانه و كاملا در چارچوب قانون است،‌ غير قانوني عنوان شده و برايش چنين احكام سنگيني صادر مي شود. اگر در همان روز ۲۲ خرداد،‌در همان مكان هفت تير،‌عده اي زن بسيجي براي اعتراض به يك حركت سياسي يا اجتماعي،‌ يا حتا براي اعتراض به مثلا بد حجابي تجمع مي كردند، آيا اقدام عليه امنيت ملي تعبير مي شد؟

چه تفاوتي است در تفسير قانون براي اين دو؟ قانون تعيين نكرده كه موضوع تجمع ها چه باشد. قانون گفته تجمع غير مسلحانه مسالمت آميز بدون مانع است. اگر اين تجمع باعث شود كه سر در يك سفارتخانه در پايتخت ايران به آتش كشيده شود،‌ امنيت ملي ما به خطر نمي افتد. ولي زناني كه بناست در گوشه يك پارك آرام بنشينند و نوشته هايي با محتواي " حق طلاق"،‌" حضانت فرزند"،‌" حق انتخاب همسر" و .... را به دست بگيرند،‌امنيت ملي شهروندانشان را به خطر مي اندازند؟

اصلا اين شهروندان كه هستند؟ آيا آنها جزئي از همين زنان نيستند؟ آيا دختر و مادر و خواهر ندارند؟ آيا خواسته هاي زنان،‌جايي خارج از خانه هاي ما خواهد رفت؟ و آيا اين برابري نتيجه اش به بهتر شدن وضع عمومي جامعه منجر نخواهد شد؟ حالا اين خواسته را الحق و و الانصاف مقايسه كنيد با آن ديگري و بگوييد كدام يك مطالبات عمومي جامعه است و كداميك امنيت ملي را به خطر مي اندازد. آيا همه تجمع هاي سياسي كه در حمايت از اقدامهاي دولتي يا گروه هاي خاص سياسي برگزار مي شود همگي داراي مجوز هستند؟ يا به استناد همان ماده ۲۷ قانون اساسي نياز به اخذ مجوز بر آنها وارد نيست؟

فريبا و سوسن عزيز، حقيقت، جايي در حوالي دلهاي ماست. شما تنها نيستيد.

"After One Comes None." You are Wrong, Sorry Ass!!




الان از طريق حسين این را پيدا کردم...آی من عشق کردم...آی من عشق کردم...این فوکويامای ديوث (يا به قول يکی از پيغام دهندگان کوکوياما) فکر می کند که کراوات می زند می رود مهمانی های شام نيوکانسروتيو ها و همه برايش دولا-راست می شوند مردم هم گاو اند و حرف های او را قبول می کنند.
به جان خودم مردم در عصر اطلاعات بلایی به روز این دست راستی های فلان فلان شده بياورند که آن ورش ناپيدا...
به اميد روزی که انترناسيونال ديجيتال شود و خوب چون خودمانيم امکان ندارد بشود فعلاً بد و بيراه های خلق الّله را به فوکوياما در صفحه پيغام مفت است گاردين از دست مدهيد.
عشق کردم و عشق کردم ديرارارام!
----
در همين رابطه روزنامه اعتماد ملی حسين شريعتمداری را خورد و هسته اش را هم تف کرد....
هو ها ها ها ها ها...هو ها ها ها ها ها ها
----
در همين باره این مقاله ارل شوريز در مجله هارپرز را با عنوان "دروغ گو های پليد: ليو شستراس، جورج بوش و فلسفه فريب خلق الّله" را از دست مدهيد.
با حال ترين قسمت اش اینکه دنبال این مقاله که گشتم اميد داشتم که دانشجويی چيزی آن را جايی به شکل غير قانون کپی-رايتی چاپ کرده باشد اما آن را در وب سايت يک پيتزا فروشی يافتم...يک مثال ديگر بر ضد تئوری های نخبه گرای "پايان تاريخ و قيوميت ابدی" آقايان سشتراس و فوکوياما که دال بر بی اهميتی افکار عمومی و طبقه کارگر دارد...این طبقه کارگر را هم گفتم که کون بسوزانم.

گيتاريست جوان ایرانی-کانادايی مانلی جمال را در يابيد

گيتار آکوستيک می زند
خوب می زند (ما خودمان يک زمانی گيتاريست قهاری بوديم کسی نيامد خواستگاری بی خيال شديم)
این وب سايتش است.
برنامه بعدی اش در تورونتو را از دست ندهيد:

April 25, 2007 :: 8PM :: FREE
Venue :: Journo (327 King St. W)
with Sean Pinchin, Mike Ceilia, Robin Dellunto

اینجا هم در مسابقه ای شرکت کرده که من هرچه خواستم عنوانش را ترجمه کنم ديديم کار آقای آشوری است. ویديو مانلی را در مسابقه آپ يوز ببينيد و اگر دوست داشتيد به او رای دهيد.

سخنرانی آصف بیات...چهارشنبه

اسلام گرایی و سیاست های عشق و حال، حال و حول، و یا صفاسیتی

من و عيال يک تقسيم بندی برای دانشمندان علوم انسانی داريم و می گيم فلانی خيلی نو بول شت هست ( يعنی چرند گويی در کارش نيست)...دکتر بيات هم از آن آکادميسين های نو بول شت هست. بربکس راديو زمانه حواسشون باشه که بيخ گوششون در ليدن آدم به این باحالی هست و از این به بعد احتياج به متخصص داشتند زرتی زنگ نزنند به همين آدم هايی که هميشه زنگ می زنند. دکتر بيات هفده سال در دانشگاه آمريکايی قاهره درس می دادند که با حال ترين مدرسه دنياست.
University of Toronto

Department of Historical Studies-UTM & the Department of Near and Middle Eastern Civilizations
Toronto Initiative for Iranian Studies

Islamism and the Politics of Fun

Your browser may not support display of this image.

Asef Bayat is the Academic Director of the International Institute for the Study of Islam in the Modern World (ISIM) and the ISIM Chair at the University of Leiden. He has taught sociology and Middle East studies at the American University in Cairo an has held visiting positions at the University of California, Berkeley, Columbia University and the University of Oxford. His latest publications include: Making Islam Democratic: Social Movements and the Post-Islamist Turn (Stanford, 2007).

Prof. Asef Bayat
University of Leiden

Your browser may not support display of this image.

12:00 p.m.
Wednesday 18th April
Room 214, Bancroft Hall
4 Bancroft Ave
St George Campus
University of Toronto

در لحظه ای که مطمئنی که دنيا شديداً جای گندی هست بايد يک سری بری به ديدن آروين. ديروز به عليرضا بابای آروين گفتم که: "علی چرا پولدار نمی شی؟...ببين آرش و شايان پولدار شدن!" آروين پريد وسط حرف ام که "پولدار يعنی زياد می شه يا کم می شه؟" از ديروز دارم قربون صدقه اش می رم که الهی من قربونت برم که نمی دونی پولدار يعنی چی!
بهش گفتم بستگی داره عزيزم...پولت زياد می شه اما باقی چيز ها رو نمی دونم...
علی هم گفت بيا من برا همين پولدار نمی شم که بچه ام اصلاً نمی دونه پولدار يعنی چی....حالا اگه بچه فلانی بود از سه سالگی داشت روش های اندوختن کاپيتال رو می آموخت.
چشم نزنيد بچه ام رو ها!
----
سيما رفته دلم گرفته...انرژی مثبتی به آدم می ده وقتی کنار دست هست.
----
خاله زنکی:
این دخترا اومده بودن تورنتو... اینطور که من دستگیرم شد، هرکس حداقل از یک کس خوشش نيومد (غیر از کتی) و (يعنی همه دو تا دوتا از هم خوششون نيامد که کلاً می شه گفت کسی از کسی خوشش نيومد).
خبر خاله زنکی برای وبلاگستان:
انار شديداً خوشگل هست...يعنی يک چيزی می گم يک چيزی می شنويد...من ازش خوشم اومد ...به طرز تلخی بی تعارف بود که خيلی خوب بود. من از آدم هايی که بی خودی مهربون هستند خوشم نمی آد. البته روز اول خيلی شل دست داد و من در این باب کلی فلسفه بافتم.
لوا هم مهربون بود خيلی...ولی من نفهميديم آخرش منظورش از این پست چی بود! و این پستش ..که البته من و یکی دیگه از بچه ها خودمون رو تحویل گرفتیم و قسمت کتابخونه متحرک بودنش را به خودمون گرفتيم...و بعد هر دو در اعتراض گفتيم که بينيم بابا ما کلی کار کرديم. اون طرف که بيشتر از ده سال کار بدون سود برای زنها می کرده. من هم بالاخره يک غلط هايی کرده ام.

بقيه هم که يک بار ازم خواستن که چون کامنت هامو سانسور نمی کنم چيزی ننويسم و من هم نمی نويسم. ولی مراماً خيلی با مزه بودند...مخصوصاً وقتی ادای زن گرفتن آقاجون بهمن حج آقا کلباسی رو در می يووردن که چون چويس نداشتند زن گرفتند.

سخنرانی سيما در دانشگاه ما--همین امروز داغِ داغ

همين امروز-چهارشنبه سخنرانی سيما شاخساری در باب مسایل بی ناموسی را در دانشگاه تورونتو از دست مدهید:

UNIVERSITY OF TORONTO
Department of Near and Middle Eastern Civilizations,
Department of History, & Department of Historical Studies-UTM

&
TORONTO INITIATIVE FOR IRANIAN STUDIES
present:

The Production and Circulation of Diasporic Iranian Sexual Identities in Transnational Contexts

Sima Shakhsari
Ph.D. candidate at Stanford University

4:00-5:30 p.m.

Wednesday, April 11, 2007
Room 200B
4 Bancroft Avenue, 2nd floor
Toronto, Ontario

این هم نقشه

توضيح: طرح-طنز فوق را بنده خودم انتخاب کرده ام و هيچ ربطی به سيما و برگزار کنندگان ندارد.



سقط جنين

کسی از دوبی در طی چند روز آينده به ایران می ره که بتونه به خانمی که پايين توضيح اش را دادم کمک کنه و برای ایشون دارويی را که به آدرسش فرستاده خواهد شد را ببره؟
ممنون
ماجرا را بخوانيد

کسی موسسه ای سازمان غير دولتی ای يا گروه زير زمينی ای را ميشناسه که به کسانی که ناخواسته باردار شده اند کمک روحی-پزشکی برای سقط جنين بده؟ خانمی بيست و سه ساله از من خواسته که از کسانی که در ایران زندگی می کنند يا به هر شکلی می تونند کمک کنند بپرسم که راحت ترين راه سقط جنين در ایران چيه. این خانم الان حدود يک ماه و ده روز از تاريخ آخرين پريودشون گذشته و حامله اند. می خواهند بدانند که از کجا می توانند قرص يا آمپول برای سقط جنين پيدا کنند. من نمی دونم تهران هستند يا نه اما اطلاعات در مورد هر شهرستان ديگری هم شايد به درد بخوره. من فکر کردم که شايد بهتر باشه يک سازمان زير زمينی-اینترنتی ای برای این کار شروع کنيم. حالا فعلاً هرچه می دونيد را در کامنت دونی بگذاريد تا من به چند نفر ایميل بزنم.
ممنون
خواهش می کنم به این دوست ما کمک کنيد. دکتر داروسازی، پزشکی، پرستاری خواننده این وبلاگ نيست...به من ایميل خصوصی بزنيد اگر می تونيد کمک کنيد.
nazli.kamvari@gmail.com
این خانم در کرج زندگی می کنند و تا هفته ديگه شش هفته می شود که از آخرين تاريخ پريودشان گذشته:
سلام نازلی جان ، من خودم با این مشکل روبه رو شدم و کرج زندگی می کنم، خواهش می کنم هرچه سریعتر به من کمک کن چون تا هفته ی دیگه شش هفته می شوم ممنونم خیلی ازت
راستی نازلی جان من از جستجویی که در اینترنت کردم فهمیدم که بهترین روش برای من استفاده از قرص های میفه پریستون و میزوپروستول با هم هست
  • 1 tablet Mifepristone (200 mg)
  • 6 tablets Misoprostol (200 mcg)
یکی دو دکتر که بعضی دوستان معرفی کردند رفتم اما فقط آمپول یا میزوپروستول رو دارند و من خیلی می ترسم که کار به کورتاژ یا عوارض بدی بکشه.
این سایت هم هستhttp://www.womenonweb.org/
که سفارش آنلاین می گیره، من خیلی سعی کردم کسی رو پیدا کنم که مثلا در دوبی باشه و بتونه سفارش بده و نهایتا تا هفته ی دیگه به من برسونه، رسیدن بسته به جایی مثل دوبی مثل اینکه دو سه روز بیشتر طول نمی کشه، من هزینه اش هرقدر بشه می پردازم
اگر کسی رو سراغ داری که با کردیت کارد می تونه سفارش بده و تا هفته ی دیگه حتما برسونه ایران ، دنیا رو به من دادی
من خیلی اضطراب و نگرانی دارم

اگر فقط يک فرخزاد ديگر...

اگر به اميد خدا يک روزی رسيد که کسانی که در سيستم امنيتی جمهوری اسلامی جنايت کرده اند دادگاهی شوند، من به شخصه از تمامی افرادی (مرده و زنده) که مستقيم و غير مستقيم در قتل فريدون فرخزاد نقش داشتند شکايت خواهم کرد.

يکی از آخرين کنسرت های او در سال 1992 (درست قبل از آینکه آنها که ملعون اند زبانش را از حلقومش بيرون بکشند) را امروز پيدا کردم. از دقيقه ده به بعدش سخنرانی اش را گوش کنيد. می دونم ملی گرا ست...می دونم که صحيح سياسی نيست....می دونم که کس و شعر زياد می گويد....اما، اما فقط اگر يک فرخزاد ديگر امروز زنده بود و به جای حرف های جدی کاملاً کس و شعر، کس و شعر حسابی می گفت.

دقيقه بيست به بعدش هم سخنرانی است...بابا همه اش را گوش کنيد.