فاطمه اعدام شد
فاطمه پژوه که در گزارشهای پیشین از او نام برده بودیم، تنها زن اعدامی امروز بود که به اتهام قتل همسرش که قصد تجاوز به دختر حوان فاطمه را داشت محکوم به اعدام شده بود.
مرتضوی، حسين رو نابود نکن
خدمت جناب آقای قاضی/دادستان مرتضوی خالی بند،
شما حسين رو نداريد؟ جان من راست بگيد؟ نداريد؟ اگه داريد بی زحمت عين آدم باهاش رفتار کنيد. آدم عوضی هست، اما جاسوس نيست. از اون مهم تر رفيق منه. خيلی خوب می شناسمش. و کلی هم اطلاعات به درد بخور داره که به دردتون هميشه می خوره. پس سر جد تان کمی هوشمند باشيد، استفاده لحظه اي بی خود ازش نکنيد. نياريد تو تلوزيون که چهار تا اصلاح طلب بدون قدرت رو باهاش بزنيد. زندگيش رو خراب نکنيد. از اين نيروی به اين خوبی استفاده کنيد به جای اينکه نابودش کنيد. کلاً يکم باهوش باشيد، سر جدتان. همه چيز را می زنيد نابود می کنيد، خوبيت ندارد. حسين آدم عوضی است، ولی جاسوس نيست.
به اعتقاداتی که الان داره صادقانه رسيده. به دليل تنبلی و بی سوادی و بازاری بودنش اعتقاداش هميشه به هر حال کمی باد می ده، اما چيزی که الان جهانبينی کلی اش شده رو قلباً بهش ايمان داره. اين رو من شهادت می دم. اذيتش نکنيد. استفاده سياسی ازش نکنيد. آدم به اين با استعدادی کلی می تونه مفيد باشه هم برای شما هم برای خودش. حرومش نکنيد، ضايعش نکنيد، تباهش نکنيد.
اصلاً چرا شما همه چيز رو هميشه می زنيد نابود می کنيد؟ يکم فکر کنيد سر جد تان، لازم نيست شخصيت آدم ها را نابود کنيد که به اهداف تاديبی، تنبيهی، سياسی خودتون برسيد. کلی راه مبارزه مثبت هست. بابا ياد بگيريد اينها رو کم کم.
در نهايت حسين آدم عوضی آدم فروش بازاری هست، ولی خيلی صفات خوب داره و اون اينکه هميشه به چيزی که می گه اعتقاد داره، باهوشه، و جز چاخان دروغ شاخدار نمی گه. اذيتش نکنيد. جاسوس نيست، نيت بدی هم نداره، هيچوقت هم نداشته، آدم وطن پرستيه و هيچوقت وطنش رو نفروخته، اين رو من شهادت می دم .کلی هم می تونه آدم مفيدی باشه هم برای شما، هم برای خودش، برای ما که بماند. با استفاده ابزاری ازش نابودش نکنيد.
لطفاً يکم هم جنبه داشته باشيد. اين کار ها رو می کنيد، هيچوقت هيچکس هوس نمی کنه ديگه برگرده ايران. الان برادران علايی بدبخت رو گرفتيد. حسين هم روش. لابد می خواين صد سال هم نگه شون داريد. اينها کلی دوست دارند بين اين مغز های فراری اين ور آب. کلی ايميل در روز از مغز های فراری می گيرم در رابطه با برادران علایی و حالا هم حسین. اينها آدم های بدی نيستند، می خواستند خدمت کنند. نيت شان مشخص است. شما اطلاعات می خواهيد بايد از راه مدارا وارد شيد. نه که بگيريد و بزنيد.
با اين جوی که شما راه انداختيد، اگر يک نفر هم بود که می خواست بر گرده ايران کار کنه، خدمت کنه، پشيمون شده. برای چی جو رو اينقدر امنيتی می کنيد؟ در شفافيت کار کنيد. همه چيز در شفافيت حل می شه. تکليف همه هم معلوم می شه. حسين همه چيزش روست. لازم نيست ببريدش اذيتش کنيد، که از ماجرايش خبر دار شيد. اين شفافيتش تنها خوبی اش است. شما هم اگر شفاف باشيد، هيچ اتفاقی نمی افتد.
اين جو امنيتی نهايت به ضرر خود شماست. همه و همه از شما فراری خواهند شد. رابطه بين دولت و ملت، بين متفکرين و دولت، بين مغز های فراری و دولت کدر و کدر تر خواهد شد. جمعش کنيد اين بساط اطلاعاتی-امنيتی تان را. طرف همه چيز زندگی اش رو است. بگوييد کجاست و آزادش کنيد. مطمئن باشيد که در شفافيت کامل با شما بهترين همکاری را خواهد کرد.
خيلی ممنون
سيبيل
شما حسين رو نداريد؟ جان من راست بگيد؟ نداريد؟ اگه داريد بی زحمت عين آدم باهاش رفتار کنيد. آدم عوضی هست، اما جاسوس نيست. از اون مهم تر رفيق منه. خيلی خوب می شناسمش. و کلی هم اطلاعات به درد بخور داره که به دردتون هميشه می خوره. پس سر جد تان کمی هوشمند باشيد، استفاده لحظه اي بی خود ازش نکنيد. نياريد تو تلوزيون که چهار تا اصلاح طلب بدون قدرت رو باهاش بزنيد. زندگيش رو خراب نکنيد. از اين نيروی به اين خوبی استفاده کنيد به جای اينکه نابودش کنيد. کلاً يکم باهوش باشيد، سر جدتان. همه چيز را می زنيد نابود می کنيد، خوبيت ندارد. حسين آدم عوضی است، ولی جاسوس نيست.
به اعتقاداتی که الان داره صادقانه رسيده. به دليل تنبلی و بی سوادی و بازاری بودنش اعتقاداش هميشه به هر حال کمی باد می ده، اما چيزی که الان جهانبينی کلی اش شده رو قلباً بهش ايمان داره. اين رو من شهادت می دم. اذيتش نکنيد. استفاده سياسی ازش نکنيد. آدم به اين با استعدادی کلی می تونه مفيد باشه هم برای شما هم برای خودش. حرومش نکنيد، ضايعش نکنيد، تباهش نکنيد.
اصلاً چرا شما همه چيز رو هميشه می زنيد نابود می کنيد؟ يکم فکر کنيد سر جد تان، لازم نيست شخصيت آدم ها را نابود کنيد که به اهداف تاديبی، تنبيهی، سياسی خودتون برسيد. کلی راه مبارزه مثبت هست. بابا ياد بگيريد اينها رو کم کم.
در نهايت حسين آدم عوضی آدم فروش بازاری هست، ولی خيلی صفات خوب داره و اون اينکه هميشه به چيزی که می گه اعتقاد داره، باهوشه، و جز چاخان دروغ شاخدار نمی گه. اذيتش نکنيد. جاسوس نيست، نيت بدی هم نداره، هيچوقت هم نداشته، آدم وطن پرستيه و هيچوقت وطنش رو نفروخته، اين رو من شهادت می دم .کلی هم می تونه آدم مفيدی باشه هم برای شما، هم برای خودش، برای ما که بماند. با استفاده ابزاری ازش نابودش نکنيد.
لطفاً يکم هم جنبه داشته باشيد. اين کار ها رو می کنيد، هيچوقت هيچکس هوس نمی کنه ديگه برگرده ايران. الان برادران علايی بدبخت رو گرفتيد. حسين هم روش. لابد می خواين صد سال هم نگه شون داريد. اينها کلی دوست دارند بين اين مغز های فراری اين ور آب. کلی ايميل در روز از مغز های فراری می گيرم در رابطه با برادران علایی و حالا هم حسین. اينها آدم های بدی نيستند، می خواستند خدمت کنند. نيت شان مشخص است. شما اطلاعات می خواهيد بايد از راه مدارا وارد شيد. نه که بگيريد و بزنيد.
با اين جوی که شما راه انداختيد، اگر يک نفر هم بود که می خواست بر گرده ايران کار کنه، خدمت کنه، پشيمون شده. برای چی جو رو اينقدر امنيتی می کنيد؟ در شفافيت کار کنيد. همه چيز در شفافيت حل می شه. تکليف همه هم معلوم می شه. حسين همه چيزش روست. لازم نيست ببريدش اذيتش کنيد، که از ماجرايش خبر دار شيد. اين شفافيتش تنها خوبی اش است. شما هم اگر شفاف باشيد، هيچ اتفاقی نمی افتد.
اين جو امنيتی نهايت به ضرر خود شماست. همه و همه از شما فراری خواهند شد. رابطه بين دولت و ملت، بين متفکرين و دولت، بين مغز های فراری و دولت کدر و کدر تر خواهد شد. جمعش کنيد اين بساط اطلاعاتی-امنيتی تان را. طرف همه چيز زندگی اش رو است. بگوييد کجاست و آزادش کنيد. مطمئن باشيد که در شفافيت کامل با شما بهترين همکاری را خواهد کرد.
خيلی ممنون
سيبيل
Where’s Hoder? If the Iranian government has detained him, they should say so. If he is free, he should say so.
From here
From here
Look at the comments readers left on Brian Whitaker’s report. There’s the usual huffing and puffing that accompanies talk of Iran, Israel, and especially the two together. There’s a distracting thread about Mordechai Vanunu. There are suggestions that this whole thing is just an attention-grabbing stunt. And I’ve heard worse insinuated. How to account for the rancor and the rumor?
Considering that he had been briefly detained on his last trip to Iran and forced to sign an apology for his writings, and considering that visiting Israel is a crime in Iran, Hossein knew that he would likely face some repercussions if he attempted to return to Iran. But he was already talking about going back one day.
Undeterred, Hossein argued that “The Islamic Republic is worth defending. Even at its worst, it is way better than anything the US or anyone else can bring to Iran,” and added that he “would definitely support Iran if it one day decided it would start making [nuclear] weapons.”
حسين را آزاد کنيد، بی انصاف ها
حسين را گرفته اند، من شک ندارم. همه آدم هايی که اين روز ها به من ايميل می زنند و دری وری می نويسند و انتقام گيری های سياسی می کنند، اين را نمی فهمند که حسين با تمام حماقتش با تمام بلاهايی که يک تنه به سر جنبش زنان آورد، الان در بد درسری افتاده است. قضيه چوپان دروغگوست، می دانم. من نگران حسين رفيق سابقم هستم. يک عالم روزنامه ها نوشته اند، همه با شک، که گويا اين کار خودش است. يا که يک بازی امنيتی است. همه شما فلان فلان شده ها که به اين روزنامه ها اطلاعات نادرست داده ايد، از کجا می دانيد بازی است؟ از کجا اطمينان داريد؟ چرا با زندگی کسی بازی می کنيد که الان معلوم نيست کجاست و از خودش نمی تواند دفاع کند.
مردم، وکلا، طرفداران حقوق بشر، در اين ايميل ليست های تورونتو همينطور دارند چرند و پرند می نويسند و به اسم حق و حقانيت به خورد مردم می دهند که حسين بازداشت نيست، دارد همکاری می کند. بازداشت نيست؟ شما از کجا می دانيد؟ از کجا می دانيد که من نمی دانم؟ همکاری اصلاً يعنی چه؟ که حسين می کند و پس مستحق اين است که بازداشت باشد؟ هر بلايی سر هرکه آورده، همه از او متنفريد، خوشحاليد که بزنندش؟ پدرش را در بياورند؟ خوب ديوانه ايد ديگر!! همه حرف های حسين، تمام خشونتی که به همه ما اعمال کرد، همه در حوزه متن بود. تفنگ که نگرفت کسی را بکشد. الان بازداشت است و شما همه جشن گرفته ايد؟ شواهد هم کافی نيست؟ چطور برای همه آن قبلی ها که گرفته بودند، شواهد کافی بود؟ خودش گفته چيزی ننويسد؟ چطور سينا را که گرفتند، گوش نداديد! خوشتان است که يک آدم به خاطر يک مشت اشتباه گنده همه چيزش تباه بشود برود پی کارش؟
من نمی دانم چه خبر است. اما نگرن حسين ام که جهان نيوز می گويد به جاسوسی برای اسرائيل اعتراف کرده است. اين من را نگران می کند. می ترسم قربانی اش کنند. حيف است که قربانی شود. يکمی انصاف داشته باشيد.
مردم، وکلا، طرفداران حقوق بشر، در اين ايميل ليست های تورونتو همينطور دارند چرند و پرند می نويسند و به اسم حق و حقانيت به خورد مردم می دهند که حسين بازداشت نيست، دارد همکاری می کند. بازداشت نيست؟ شما از کجا می دانيد؟ از کجا می دانيد که من نمی دانم؟ همکاری اصلاً يعنی چه؟ که حسين می کند و پس مستحق اين است که بازداشت باشد؟ هر بلايی سر هرکه آورده، همه از او متنفريد، خوشحاليد که بزنندش؟ پدرش را در بياورند؟ خوب ديوانه ايد ديگر!! همه حرف های حسين، تمام خشونتی که به همه ما اعمال کرد، همه در حوزه متن بود. تفنگ که نگرفت کسی را بکشد. الان بازداشت است و شما همه جشن گرفته ايد؟ شواهد هم کافی نيست؟ چطور برای همه آن قبلی ها که گرفته بودند، شواهد کافی بود؟ خودش گفته چيزی ننويسد؟ چطور سينا را که گرفتند، گوش نداديد! خوشتان است که يک آدم به خاطر يک مشت اشتباه گنده همه چيزش تباه بشود برود پی کارش؟
من نمی دانم چه خبر است. اما نگرن حسين ام که جهان نيوز می گويد به جاسوسی برای اسرائيل اعتراف کرده است. اين من را نگران می کند. می ترسم قربانی اش کنند. حيف است که قربانی شود. يکمی انصاف داشته باشيد.
پورن فرند فيد و فيلتر
مردم اين فرند فيد را دريافته ايد؟ بحث های خوبی اينجا شکل می گيرده از دست نديد. مثل اين يکی در مورد فيلترينگ و پورن که لينکش اينجاست و می توانيد بخوانيد و متنش را هم تا همين جا کپی می کنم...اگر می خواهيد ادامه اش را بخوانيد و شرکت کنيد برويد به اين لينک
بحث کلی من با خفه کردن مردم و کنترل های احمقانه هيچ مشکلی را نمی توانيد حل کنيد...مخصوصاً اينکه همين مشکلات جنسی و بحران جنسی عجيبی و غريبی که ما الان در ايران شاهدش هستيم نتيجه مستقيم همين تفکر پليسی است که تنها می خواهد کنترل کند تاديب و تنبه اما به عمق ريشه اي مسائل نمی پردازد....شما تمام سايت های پورن جهان را هم ببنديد، نمی توانيد جلوی برادری که به خواهرش تجاوز می کند که بعد فيلمش را در بازار بفروشد از قلب خود مملکت خودتان را بگيريد! فراموش نکنيد که اينها مردم شما هستند. خود شما هستند و من نيز هم! فعلاً حرفم تموم شد
قدم به قدم ...بی ناموس ها فرفر را به سمت فیلتر شدن میبرند - روزنامه نویس
من كه هر كسي رو ساب كردم بي ناموسي نمي كنه و مشكلي هم ندارم - MAHDi
مشکل این جاست که به خاطر حماقت یه عده این امکان از همه سلب بشه و اینجا فیلتر شود - روزنامه نویس
لایک برای حماقت یه عده - elyas
لایک برای لایک دادن الیاس - روزنامه نویس
لایک برا کامنت روزنامه - اسماعیل
یکی از بهانه ها برای فیلتر کردن سایت ها و وبلاگ ها استفاده از عکس های بی ناموسی است - روزنامه نویس
تا "م.ص.م" و" م.ح" هستند فرفرستان غمی نداره اقا کجای فرندفید در نمایشگاه رسانه های دیجیتال جمهوری اسلامی غرفه داشت - مهدی ــ علاقبند
اگه بشه اين بيناموسها رو حل كرد ، ميتونيم يه جا پيدا كنيم كه بشه دو كلوم حرف درست و درمون توش زد .. نميذارند اين بيناموسها - هابيل
کار داره به یه جاهایی میکشه که دیگه ریش سفیدی و گیس سفیدی م ف و م ح هم دیگه جواب نده - روزنامه نویس
خوب خدا رو شکر که محمد صالح هست بره روی مخ اينها کار کنه...عکس های بی ناموسی مثلاً موردش چيه؟ ديوانه اند ديگه....ملتی که صبح تا شب دارند تو گوگل سکس جستجو می کنند لابد اينها رو می طلبند...حکايت دوران ويکتوريان اوروپاست. نمی شه که با فيلتر کردن جلوی اين ذهن ها رو گرفت و جلوشون رو گرفتن هم مشکلی رو حل نمی کنه. به جای فحش دادن به مردم اينجاا، بريد يقه فيلتر چی ها رو بگيريد که جز حماقت کار ديگه اي نمی کنند. - You (edit | delete)
لایک برای نازلی. هی خواستم بگم اینها رو، کلمهاش رو پیدا نمیکردم - هادی
مثلن ارواح شیکممون از محیط فرفر به این واسطه خوشم اومده بود که جماعت اینجا جماعت با شعوری هستند حداقل صاحب وبلاگند پس حرفی برای گفتن دارند اما بعضی ها ظاهرن با زیر شکمشان فکر میکنند - روزنامه نویس
نازلي: به فرض كه ملت دستشون توي شرتشون باشه .... خوب با ديدن اين تصويرها يه عدهي ديگهاي هم دستشون ميره توي شرتشون ديگه ... قرار نيست كه اگه مثلا يكي فلان كاره بود هي بهش پيش نهاد هم بدن كه بره اين كار رو بكنه - هابيل
هابیل جان میشه اینقدر رک و بی پرده حرف نزنی - روزنامه نویس
بابا اينقدر هم رك نبود روزنامهجون ... :دي - هابيل
روزنامه نويس: شما می توانيد هی برويد بگويد "لا اله الا الّله" و سرخ و سفيد بشويد و احساس برتری اخلاقی کنيد از اينکه با زير شکمتان فکر نمی کنيد و با کلهم مغزتان فکر می کنيد. برای من زن که مساله زندگيم مساله جنسيت و جنسگونگی است خود مغزم رابطه مستقيم دارد به زير شکمم و بايد هم داشته باشد. همه مشکلات من به واسطه زير شکمم است پس چرا که نه؟ تا وقتی که با زبان و کلام و متن منتقدانه با مساله جنسيت و جنسگونگی وارد بازی نشويد و هی سرخ و سفيد شويد و احساس خوبی نسبت به خودتان بکنيد، اينهمه خشونت جنسی و اينهمه مشکلات مربوط به مسايل جنسيت و جنسگونگی همان جا زير فرش خاک خواهد خورد و مشکلات عمده تر و عمده تر هم می شود. مساله ناموس آنوقت می شود يک بحران ملی که همين الان هم شده است. امنيت ملی جاهای ديگر به خطر می افتند، حرف نزدن در اين باب هاست که خودش امنيت کلی آدم در آن جامعه را به خطر انداخته است. - You (edit | delete)
اهان، پس با بی حیایی و بی پردگی تمام مشکلات شما حل خواهد شد؟ - روزنامه نویس
عزیزجان! اولا این قضاوت که باشعوره و کی بیشعور رو بیخیال شو. ثانیا؛ فرفر هم یه محیطه. یه اجتماعه. هرکی یه گوشهاش داره کار خودش رو میکنه. هرچی شلوغتر و پرمراجعهتر هم میشه، گوشههاش بیشتر میشه. خب تو نرو سراغ اون گوشههای "بیشعوری"اش. نمیشه که به خاطر نپسندیدن رفتار چند کاربر، فیلترکردن این محیط و اجتماع رو بهجا بدانی که عزیز دل - هادی
نازلي: گرفتم مطلبت رو ... ببينمن خودم كه سرخ و سفيد نميشم راستش رو بخواي .... از بس دريده شديم متاسفانه .... اما خوب من خودم كلي تحقيق كردم در مورد مشكلات جنسي ايران .... راستش رو بخواي شايد با بالاي صد نفر مصاحبه داشتم براي اين كار ... آمار ور هم ديدم ... به نظر من مشكل ايران الان بحران جنسي نيست .. نه اين كه بحران جنسي نداشته باشيم ها ... نه .. ميگم ريشه داره اين مشكل جنسي ... اين تنبلي ملت .. اين بي حالي عمومي .... و هزار تا مشكل ديگه كه حس تايپش نيست ... به نظرم بحران عاطفه م محبت خيلي ريشهاي تر - هابيل
و مهمتر هستش - هابيل
دست توی شورت مردم خيلی مساله سياسی تر از اين حرف هاست....می خواهی بحث راه بيانداز در مورد همين مساله پورن و دست توی شورت مردم در گفتمان و من با شما همراهی منتقدانه خواهم کرد. مساله خيلی عميق تر از اين حرف هاست. نه شما و نه هيچ سيستم سرکوبگر بسيار زياد بهينه نمی تواند دست مردم را از شورتشان در بياورد. دکتر طی تاريخ هم هيچوقت نتوانسته اين کار را بکند، و اصولاً همچين رسالتی را هم به عهده گرفتن حماقت محض است از جانبت يک سيستم مدريتی/دولتی/حکومتی! - You (edit | delete)
هادي: ببين هادي جان ... پسنديدن رو نميگه كه ... غلط بودن يا درست بودن رو هم نميگه به نظرم روزنامه نويس جون .... نگاهش به اينه كه اين كار باعث ميشه فيلتر بشه اينجا .... كه به نظرم اگه فيلتر بشه خيلي بده .. ميگه بياييم كمك كنيم كه اين اتفاق نيفته .. دوستي و آشنايي ما با هم مهمتر از اينه كه دو تا تصوير فلان ارتباط رو كم كنه - هابيل
نازلي: اتفاقن خيلي دوست دارم در مورد اين با هم بحث كنيم ... البت دوستانه و منصفانه و اينا .. بذار چند روز ديگه تا اين امتحان مسخرهي تاريخنگاري رو بدم و بعدش در خدمتم - هابيل
@هادی: هادی جان برای اولین بار در محیط فرفر از حق خودم برای بلاک کردن همین افراد که شما سنگشان را به سینه میزنید استفاده کردم. - روزنامه نویس
قبول دارم هابيل و من هم خيلی تئوری های جالبی دارم اگر حوصله بحث داشته باشيم.....هرنوع تئوريی که اين مساله از بين رفتن کرامت انسانی در ايران (پول پرستی بی حد مردم، دروغ، ريا، مشکلات فساد مالی، از بين رفتن انسانيت، کمبوب محبت ، و و و و ) را جدا از مساله اقتصاد، جدا از مساله جنسيت، جدا از مساله فقر، جدا از مساله نا برابری های اجتماعی ببيند سخت در اشتباه است. - You (edit | delete)
حواسم هست روزنامهنویس چی میگی. من میگم چرا فقط به کسانی که دارند محیط رو قابلفیلترشدن میکنند گیر میده؟! فیلترباف تقصیری نداره یعنی؟ - هادی
روزنامه نويس: اول از همه خواهش می کنم بحث را به اين وادی احمقانه من بهترم تو بدتری نکش. من هيچ لزومی ندارد اين کار هايی که می کنم را بکنم. مساله ام نه بی حيايی است نه بی پردگی....کارم خيلی تئوريک تر از اين حرف هاست که شايد شما هرگز بفهمی....پس اگر می خواهی مسخره بازی در بياوری شلوغ کنی من بحث را ادامه نمی دهم. اگر بلدی که احساس برتری اخلاقی نکنی به واسطه نگاهت به مسايل و حوصله گفتگو داری مخلص شما هم هستيم! - You (edit | delete)
من با کل فیلترینگ مشکل دارم و اساسی ترینش اینکه که نشر اطلاعات و عقاید و...حق اجتماعی یه فرد میدونم و محدود کردنش را جز به حکم دادگاه بر نمی تابم...اما فیلتر کردن به خاطر نشر و پخش عکس ها و مطالب بی ناموسی را کاملن تایید کرده و ازان حمایت میکنم - روزنامه نویس
چرا چی؟ - روزنامه نویس
روزنامه نويس: يعني چرا از اون حمايت ميكني - هابيل
روزنامهنویس؛ بیناموسی رو دقیقا برامون تعریف کن. تعریف حقوقی. دقیقا بگو پورنوگرافی رو چی میدونی. شاید روی تعریف تو، هم من و هم حتا نازلی با فیلترینگ موافق درآمدیم. فقط یه تعریف حقوقی بده؛ جامع و مانع - هادی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را اگر مطالعه کنید جوابتان را خواهید یافت مثلن در اصل سوم ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي جر وظایف حکومت شمرده شده. - روزنامه نویس
بابا يعني اين مساله اينقدر فكر كردن داره. مي خواين عكس بندازين خوب بندازين، ديگه اينقدر سوال و جواب و توجيه كردن كه نداره. مگه چند جور پورنوگرافي داريم كه تعاريفش با هم فرق داشته باشه. همه اينها معلومه دنبال چي هستند. - ahestan
هادی جان اگه مشکل شما تعریفه که قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز میکنند تصاویر مبتذل و مستهجن را تعریف کرده - روزنامه نویس
يک عمر بايد با اين پدر سوخته نيوکان ها چونه بزنيم که چی چی همه اينها معلومه دنباله چی هستند چرا اسلام رو تقليل می دهيد، چرا برخورد های ماهيت شناسانه می کنيد، چرا همه چيز را جهانشمول می کنيد؟ حالا بايد از پورن پيش شما دفاع کنيم که تعاريف شما همه و همه خيلی تقلیل گرایانه است پنداری. کليه مظاهر فساد چی می شه؟ شما می تونيد يک برخورد آرمان گرايانه بکنيد و احساس خوبی هم داشته باشيد اما اين مساله عوض نمی شه که شما در ايران الان توليدات داخلی پورن داريد. تشريف ببريد ميدان انقلاب بخريد. بيشتر اين پورن ها فيلم های تجاوز به اين و آن است. مردم اينها را می خرند نگاه می کنند و دستشان در شورتشان است. از تجاوز به ديگری لذت جنسی می برند. دارند روی اين مسايل مردم تحقيقات می کنند. ايران يکی از بزرگترين مخاطب های پورن های زنا با محارم است. خود ايران باز اين فيلم ها توليد می شود. سرچ های اينترنتی هم باز به طرزی که از آمار باقی کشور ها بالاتر است مردم دنبال فيلم های زنا با محارم هستند. - You (edit | delete)
حالا شما می توانيد قانون اساسی را بکوبيد به ديوار دورش را هم قاب طلا بگيريد و يک مشت نيروی انتظامی را هم نيروشان را به کار بگيريد که که کلی جاسوس بازی در بياورند اين پخش کننده های اين پورن ها و توليدات و صادرات پورن غير قانونی از ايران به کشور های ديگر ( که در ضمن غير قانونی اش جهانی است چون اين پورن ها همه قوانين بين المللی تجارت جنسی را زير پا می گذارند، تجاوز اند، زنای با محارم اند، بچه اند....) را دستگير کنند (که نمی کنند در ضمن اصلا به روی مبارکشان هم نمی آورند). يا اينه می توانيد برويد به بطن قضيه و فکر کنيد که چرا و برای چه؟ - You (edit | delete)
از آن ور شما می توانيد آدم دگم باشيد و بگوييد اينها همه باهم در يک کار شريکند و سنگ بياندازيد زير پای آدم هايی که دارند روی اين مسايل فکر می کنند و تحقيق می کنند و مساله شان خيلی عميق تر از شماست که می خواهيد صرفاً برتری اخلاقی بگيرد. ياداوری می کنم که با وجود اين همه معضلات جنسی، تحقيق روی مسايل جنسی به واسطه بيان مسائل جنسی و زبان جنسی همچنان يک بدبختی بزرگ است. دکتر فکوهی که يکی از معدود آدم های است که درست و حسابی اجازه داده اند روی اين مسائل کار کند هم شاکی است که نمی تواند زبانی که می خواهد را استفاده کند. نمی تواند اين فيلم ها را بياورد دانشگاه روی شان تحقيقات کند. - You (edit | delete)
خانم نازلی: به عنوان کسی که چند واحد جرم شناسی پاس کرده و تعداد کتاب ها و مقالات جرمشناسی که خونده کم کم 3 رقمی میشه و ...از توضیحاتتون متشکرم.اما یه نکته من با افتخار قانون اساسی را مثال میزنم و از ان دفاع میکنم و هرچندتا حدودی با شما موافقم و نیروی انتظامی را تنها چاره و یگانه داروی نچات بخش از وضع موجود نمیدانم - روزنامه نویس
بحران روابط بین جنسیتی در جامعه معاصر (سخنرانی ناصر فکوهی در همایش بین المللی خویشاوندی تهران )http://www.fakouhi.com/node/24... - You (edit | delete)
از حالی که با خودم می کنم
يکی دو ايستگاه هست در خطی که من هر روز سوار آن می شوم که قطار از زير زمين بيرون می آيد. خطی که شايد بايد تا آخر عمر سوار آن باشم. حوصله ندارم هی بروم از اينجا به آنجا. هرچی به اين ياد ها و خاطره ها و نشانه ها اضافه می شود، بدبختی من هم بيشتر می شود. بين ريل تا ديوارِ سيمی بلندی که کشيده اند تا مردم جانشان کنار ريل به خطر نيافتد يکی دو متر دشت است، با گل و سبزه و درخت. هر روزبه خاطر اين کناره دو-سه-متری، دو-سه-دقيقه اي، کلی بامبول در می آرم که يک گوشه پنجره اي چيزی بين ديوار های شيشه اي داخل کابين پيدا کنم که لحظه که از کنار دشت ها رد می شوم تنها باشم. با کارمندها و وکيل ها وسياست مدار ها نباشم تا وسط پاييز سرد زير برگ های مرده آن گل بنفش پُر-رو را پيدا کنم که من را ياد همان بنفشه های کوهی دامنه البرز می اندازد که عين همان پامچال های کوچولوی بنفش جنگل های فومن اند، يا همان زنبق بنفش فلان پارک در انگلستان وقتی افسرده از کنارش رد می شدم ....
عمر
به ويکی به خاطر همه خاطراتش از جانب من، نه احمد رضا احمدی:
چندين نفر بوديم
يکی از ما
در باران
در آينه اي
گم شد.
يک روز چهارشنبه
يکی از ما
اعتماد از دست داده بود:
روی پله های خانه اي ماند
همه عمر
به دنبال کفش های گم شده اش در باد بود.
يکی از ما
تلفظ سعادت را
نمی دانست:
در پاييز خاکستری عمر
در ميان برگ ها
پنهان شد.
آخرينمان
عمر نمی خواست
ابر را به خانه آورد
در باران آغاز شد
در باران عاشق شد
و در آفتاب
مرد.
احمد رضا احمدی
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)
