Saturday, October 11, 2008

بنده های خدايی که ده شصت در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه شدند می گويند درد را هيچکس نمی فهمد مگر اينکه با کابل پايش را را شلاق بزنند. مردم سايز پايشان يکی دو سايز بالا می رود بعد از کابل خوردن. درد بعدی می گويند ناخن کشيدن است. بنده همين الان ناخن انگشت کوچک ام را در يک اقدام شستشوی آينه دستشويی از جا کندم. دارم از درد می ميرم. پيرو اينکه می شود از درد لذت هم برد و من هم می برم، به خودم گفته بودم اگر خدای ناکرده در موقعيتی مشابه سال های شصت قرار گرفتم، حتماً سعی خواهم کرد که از درد لذت ببرم. خواستم بگويم که نمی شود. با دو عدد استامينوفن کدئن و سه عدد ادويل هم نمی شود!