Wednesday, March 23, 2005


مادرم هيچوقت در آجيل نخود چی نمی ريخت، ولی عشق به پايان من به هيدرات های کربن باعث ميشد که هميشه کمی نخودچی برای من بخرد. با وجود عشق شهوانی ام به نخودچی هنوز او را خوب نشناخته ام. امروز صبح که از بدی روزگار تنها چيزی که برای خوردن داشتم نخودچی بود- او را خريدارانه نگرييستم. فرم بدن نخودچی بسيار شهوانی است. برجسته گی ها، تو رفته گی ها، خطوط روی بدن نخودچی او را اروتيک ترين عضو آجيل ميکند و اگر کسی در آجيلش نخودچی نريزد آجيلش اصلا سکسی نخواهد شد و به درد نمی خورد