سیبیل طلا
Tuesday, December 21, 2004
عمه پوران
شب يلدا هميشه خونه عمه بوديم. آشپزی عمه ام خيلی بد بود. شوهرش دکتر بود و عمه ام هيچی روغن به غذا نميزد. ميخواست همه چی سالم باشه. قبل از اینکه بريم خونه عمه، من هميشه غذایم رو ميخوردم. عمم سرطان داره. باهاش حرف زدم امروز، کلّی گريه کردم
‹
›
Home
View web version