از بهمن بخوانيد! راست می گه:

شاید الان بعضی‌هایتان بگویید که ما مرده‌پرستیم. اما دست‌کم در این مورد خاص یکی از دوستان* من که مثل خیلی از ما ثمین باغچه‌بان را دورادور دوست داشت، همین چند ماه پیش به قصد دیدن باغچه‌بان، و اگر ممکن بود ثبت بخشی از زندگی‌اش، به استانبول رفت و دست‌کم به دیدار رسید. من آدرس او را در استانبول داشتم. می‌توانستم نامه‌ای برایش بنویسم و بگویم موسیقی‌اش چقدر در زندگی‌ام حضور دارد. خیلی‌های دیگر هم چیزهایی داشتند که بنویسند. چیزهایی که حتماً مرد را خوشحال می‌کرد. رنگ زندگی‌اش را عوض می‌کرد. اما نکردی

*اين رفيقی که بهمن می گه که به ديدن ثمین رفته بود همون رفيقی بود که ديروز نوشتم خيلی متاسف بود و اشک من رو در آورد.
نمی دونستم اجازه دارم که اسم دوستمون رو بيارم يا نه، اما بهمن نوشته، من هم به دنبالش:

مقاله/سوگواره مهراد واعظی نژاد

***اين بالاترين هم که قربان اش گردم اين مرد تلخ رو قابل یک موضوع داغ ناقابل ندونست ..هرچی باشه چارلتون هستون جنگ طلب خشن آدم مهم تری است تا موسيقی دان و مترجم مملکت!!